این است اسلام نابی که شیعه می کویید








لعنت الله بر این قوم جاهل و خرافی

ای مسلمانان بیدار شوید این است مذهی روافض
الله اکبر !!!
لعنت خدا بر شما



ادامه مطلب
اعتراف به وجود خدا
الکساندر یاگودا فرمانده قدرتمند، رئیس پلیس و رئیس سازمان و اطلاعات شوروی و بازوی راست استالین صدها و هزاران تن از هموطنان و رفقای سازمانیش را به جوخه اعدام سپرد . او به مدت پانزده سال در سازمان ضد اطلاعاتی شوروی فعالیت نموده به ریاست سازمان امنیت کل کشور رسیده بود " یاگودا چشم و گوش استالین به شمار می رفت " در زمان یاگودا سازمان امنیت دارای قدرت و حاکمیت بیشتری گردید و امپراطوری عظیمی شامل بازداشتگاههای شکنجه و مرگ (مجمع الجزایر گولاک) گسترش سریعی نمود .
یاگودا برای به دست آوردن رضایت و خوشنودی استالین از هیچ جنایتی فرو گزار ننمود . بهترین دوستان و بزرگترین رهبران حزبی و بر جسته ترین یاران و همراهان لنین را به کشتن داد .
پیامبر خدا فرمودند: من اعان ظالما سلط الله علیه . (هر کسی ظالمی را یاری کند، خداوند همان ظالم را بر وی مسلط می سازد.)
" یاگودا در اوج قدرت و غرور نا گهان به جایی افتاد که خود او طی سالیان دراز هزاران بی گناه را به آنجا فرستاده بود .
یاگودا از بازداشت خود چنان برآشفته بود که مانند حیوانی در قفس افتاده می غرید . او نمی توانست خود را با شرایط زندان تطبیق دهد لا ینقطع در سلول خود گام می زد . نه غذا می خورد و نه می خوابید و مرتب با خودش حرف می زد. یژوف (رئیس جدید سازمان امنیت ) نگران بود مبادا قوه عاقله خود را از دست بدهد و در نمایشگاه دادگاه آینده حضور پیدا نکند . به اسلوتسکی رئیس اداره امور خروجی دستور داد چند بار به سلول یا گودا برود و از وی دیدن کند . یا گودا طی این دیدارها از یژوف گله فراوان کرد که او سازمان امنیت را که پانزده سال برای آن زحمت کشیده متلاشی خواهد ساخت آرلوف می گوید : در یکی از این دیدارهای شبانه وقتی اسلوتسکی خواست از سلول یاگودا بیرون بیاید در این لحظه یاگودا او را مخاطب فرار داد و گفت : می توانی در گزارش خود از قول من بنویسی یاگودا گفت خدا وجود دارد (چنانکه انکار وجود خدا یک اصل کلی از اصول مارکسیست و کمونیست بود ) اسلوتسکی ضمن تظاهر به تعجب گفت این چه حرفی است؟
یاگودا گفت: خیلی ساده است من در خدمت به استالین همواره صادق بودم بنابراین انتظاری جز تشکر و سپاس نداشتم ولی از سوی خداوند مستحق شدید ترین عقوبتها هستم زیرا هزاران بار از توصیه ها و دستورات خداوندی سر باز زدم و رو برتافتم حال تو خود ببین در چه وضعی قرار دارم و آنگاه داوری کن آیا خداوندی وجود دارد یا نه ؟ "
یاگودا و تمام همراهان متهمش بالاخره اعدام شدند.
نیکلای دوم لنین استالین صفحه 460

از آغاز تجاوزاخیر رژیم یهودی تا امروز (دوشنبه 5/1/2008 برابر با 16 دی ماه 87) 14 مسجد توسط این رژیم ویران گردیده است. تعدادی از این مساجد در زیر نام برده شده است:
۱- مسجد عماد عقل واقع در اردوگاه جبالیا. در بمباران این مسجد، خانه ی کنار آن نیز نابود شد که در اثر آن 5 کودک از خانواده ی بعلوشه جان خود را از دست دادند.
۲- مسجد حضرت ابوبکر صدیق واقع در بیت حانون.
۳- مسجد عمربن عبدالعزیز واقع در جنوب نوار غزه.
۴- مسجد خلفای راشدین (رضی الله عنهم) واقع در جنوب غزه.
۵- مسجد ابرار واقع در بنی سهیلا در جنوب شرق غزه.
6- مسجد حضرت بلال بن رباح در رفح واقع در جنوب غزه.
۷- مسجد قسام واقع در خان یونس واقع در جنوب نوار غزه.
۸- مسجد ابراهیم مقادمه در بیت لاهیا واقع در شمال نوار غزه. برای انهدام این مسجد، رژیم صهیونیستی از یک بمب نیم تنی استفاده کرد. این حمله در هنگام نماز مغرب انجام شد و در اثر آن 16 نمازگزار کشته و ده ها تن دیگر زخمی شدند.
۹- مسجد نصر واقع در جنوب نوار غزه. ساخت این مسجد به سال 736 برمی گردد. این مسجد بر زمینی بنا شده بود که در آن مسلمانان توانسته بودند در نبردی علیه نیروهای اروپایی به پیروزی برسند.
اما...
همه ی آن چیزی که قصد داشتم بگویم این است:
رسانه های اسرائیلی سکوت جهان اسلام و عرب را در برابر این قضیه، زشت و ننگین ارزیابی کردند! کانال 2 اسرائیل چنین می گوید: ارتش اسرائیل در برابر انهدام مساجد، انتظار عکس العمل شدیدی از سوی جهان اسلام و عرب، داشت اما با چنین چیزی روبرو نشد!
منبع خبرها:الإسلام الیوم islamtoday.net
با این وجود باید اشتهای رژیم اشغالگر برای جنایت بیشتر شده باشد.
این نوشته ها از علامه ابوالفضل برقعی رحمه الله که عز علماء برجسته شیعه و از مجتهدین بزرگ بود که بعد به اسلام برگشته ومسلمان شد و این مقدمه کتاب منها جالسنه است که توسط علامه ترجمه گشت به همراه اسناد اخذمدارک اجتهادعلامه الله تعالی اورا مغفرت نماید
مذهب و عقيده ي علامه برقعي
چنان كه متذكر شديم علامه برقعي در شروع از جمله ي علما ي مذهب شيعه اثنا عشري بوده و از مجتهدين اعلامشان مي رفت، ولي اخلاص، صدق و مبارزه او با بدعتها و خرافات و تمسك شديد علامه به قرآن كريم نهايت او را به طرف حق رهبري كرد.
علامه از سن 45 سالگي از مذهب و عقايد شيعه اثنا عشري دست كشيده و با حكم به ظاهر قرآن و سنت صحيح و آن چه از سلف صالح اين امت باقي مانده به ويژه خلفاي راشدين و همگي ياران رسول خدا از مهاجرين و انصار و پيروانشان عمل كرده است.
علامه برقعي مي گويد اگر ما خواسته باشيم سنت صحيح را در روايات و كتب شيعه بيابيم ممكن نيست.
ولي بايستي در كتب مسانيد و مصنفات حديث كه در نزد جمهور مسلمين است جستجو كرد، هر چه از رسول اكرم (ص) باشد، سند و متن آن صحيح باشد و مخالف قرآن كريم نباشد گرفته مي شود و گر نه متروك است.
1- متن اجازه ي اجتهاد از مرجع بزرگ آيت الله السيد الموسوي الاصفهاني.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين والصلاه والسلام علي خير خلقه محمد وآله الطيبين الطاهرين واللعنة الدائمة علي أعدائهم أجمعين من الاَن إِلى يوم ا لدين، و بعد:
فإِن جناب الفاضل الكامل و العالم العادل مروج الأحكام قرة عينى الأعز السيد ابو الفضل البرقعى دامة تأيداته ممن بذل جهده فى تحصيل الأحكام الشرعية و المعارف الإِلهية برهة من عمره و شطرا من دهره مجدا فى الاستفاده منه الأساطين حتى بلغ مرتبة عالية من الفضل و الاجتهاد مقرونًا بالصلاح و السداد و له التصدي فى الأمور الحسبية وفى ما لا يجوز لغير الفقهاء والمجتهدين التصدي فيها، و أجزته أن يأخذ من سهم الإِمام عليه السلام بقدر الاحتياج و إِرسال الزائد منه إِلى النجف و صرف مقدار منها للفقراء و السادات و غيرهم. و أجزته أن يروي عنى جميع ما صحت لى روايته و اتضح عندى طريقه، و أوصيه ملازمة التقوي مراعاة الاحتياط و أن لا ينسانى من الدعاء فى مظان الاستجابات و الله خير حافظاً و هو أرحم الراحمين.
22 ذي الحجة 1362 هـ ق
خاتم:
أبو الحسن الموسوي الاصفهانى
2- متن شهاده الاجتهاد از مرجع المجاهد آيت الله السيد ابوالقاسم الكاشانى.
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله رب العالمين و الصلاه على رسوله محمد و على آله الطاهرين المعصومين و بعد:
فإِن جناب العالم العالم حجة الإِسلام والمسلمين السيد أبوالفضل العلامة البرقعى الرضوي قد صرف أكثر عمره الشريف فى تحصيل المسائل الأصولية و الفقهية حتى صار ذا القوة القدسية من رد الفروع الفقهية إِلى أصولها فله العمل بما استنبطه و اجتهده و يحرم عليه التقليد فى ما استخرجه و أوصيه بملازمة التقوى و مراعاة الاحتياط.
الامضاء:
الأحقر أبو القاسم الحسينى الكاشانى
3- متن الاجتهاد و الرواية از مرجع الشهير آيت الله الحاج السيد عبد النبى النجفى العراقى:
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)
الحمد لله الذى فضّل العلماء على دماء الشهداء والصلاة والسلام على محمد وآله الأمناء وعلى أصحابه التابعين الصلحاء ولعنة الله على أعدائهم أجمعين إِلى يوم اللقاء. اما بعد:
مخفي نماند كه جناب مستطاب، عالم فاضل، جامع الفضايل والفواضل، قدوة الفضلاء والمدرسين، معتمد الصلحاء والمقربين، عماد العلماء العالمين، معتمد الفقهاء والمجتهدين، ثقة الإِسلام والمسلمين آقاي سيد ابوالفضل قمي معروف و ملقب بعلامة رضوي سنين متمادية در نجف اشرف در حوزه دروس خارج حاضر شدند براى تحصيل معارف الهيه و علوم شرعية و مسائل دينية و نواميس محمديه سپس آنچه توانست كوشش نمود فكدّ و جدّ واجتهد تا آنكه بحمد الله رسيد به حد قوه ي اجتهاد. و جايز است براى ايشان را كه نقل روايات نمايد از من به طرق نه گاه كه براى حقيرباشد به معصومين عليهم السلام و نيز اجازه داده ام وي را در نقل فتاوي كما اينكه مجاز است كه تصرف نمايد امور شرعيه كه جايز نيست تصدي مگر به اجازه ي مجتهدين.
و مجاز است در قبض حقوق ماليه و لا سيما سهم امام عليهم السلام
و تمام اينها مشروط است به مراعات احتياط و تقوي.
به تاريخ ذي الحجة الحرام في سنة 1370 هـ.. ق
من القانى الجانى عبد النبى النجفى العراقى: ساكن قم.
بتاريخ ذي الحجة الحرام في سنة 1370 هـ. ق
من القانى الجانى عبد النبى النجفى العراقى: ساكن قم.
(بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ)
و به نستعين
مقدمه ي مترجم
(ألحمدُ لِلَّهِ ألَّذِى هَدَئنَا لِهَذا وَمَا كناَ لِنَهتَدِىَ لَؤلَآ أَن هَدَئنَا الله).
و بعد: بدان كه نويسنده بر حسب پيشنهاد بعضي از برادران خير خواه ديني و استدعاي مكرر ايشان كه رد تقاضاي ايشان را روا ندانستم، به ترجمه ي كتاب ((المنتقي)) (كه مختصر كتاب ((منهاج السنة)) مي باشد) اقدام نموده، در حاليكه پير و ناتوان و افسرده مي باشم، چون مسلمين را مبتلا و پراكنده و بدبين به يكديگر مي بينم، و دين اسلام كه يك دين بوده تبديل به صدها مذهب و آلوده به خرافات و بدعتها شده و دكانداران مذهبي مانع رفع اختلاف و سد راه تحقيق و ارشاد مشتريان مي باشند. و به اضافه ي بي انصافي و جهل گويندگان و تعصب بسياري از نويسندگان براي حفظ خرافات مذهبي، بهر وسيله شده مردم را كر و كور نگه داشته و مانع از بيداري و رشد آنان شده اند كه موجب يأس خير خواهان گرديده و لذا از گفتن و نوشتن حقايق دريغ نموده و يا واهمه دارند، و يا با وجود كثرت موانع خود را مكلف نمي دانند. كار بسياري از مسلمين به جايي كشيده كه در اصول عقايد مدركي ندارند و حتي در اصول دين مقلد گذشتگانند و جز تعصبات تزريق شده و تقليدهاي عوامانه و احساسات جاهلانه چيزي ندارند. در چنين محيطي عالم آگاه خير خواه كمتر نشو و نما ميكند.بهر حال قصد ما از نوشتن و ترجمه ي اين مختصر برطرف كردن اختلاف از ميان مسلمين و دعوت فريقين به اتحاد و يگانگى است.كار تعصب و عداوت بجايي رسيده كه در اين شهر ما يعني تهران اگر كسي يهودي و يا نصراني و بلكه اگر بي دين باشد، با او مخالفت و نزاعي ندارند، ولي اگر اهل سنت باشد و يا بر خلاف مذهبي (يعني تشيع) سخني بگويد غوغا برپا ميكنند و اگر متهم شود كه او سني است بدون مزاحمت نميتواند زندگي كند. در اين شهر اكثر شان عوام و از حقايق قرآن بي خبرند و خيال مي كنند آنچه علماء و منبري ها گفته و يا نوشته اند حق و مطابق واقع است، و متأسفانه از واقع اطلاعي ندارند. مثلاً بهترين كتاب مذهبي ايشان كتاب كافي كليني است كه جميع علماي مذهبي مقلد اين كتابند و اين كتاب مملو از خرافات و غلو و مطالب ضد قرآني و ضد عقلي است.
كليني كاسب كم سوادي بوده در بغداد و آن زمان نه دانشگاهي بوده و نه حوزه ي علميه كه مطالب و روايات او را بررسي كنند و لذا در كتاب خود ساختگي هاي بسياري را نقل نموده است. مثلاً در ((باب ما جاء فى الاثنى عشر)) از جزء اول اصول كافي كه خواسته به روايات، خود امامت امامان دوازده گانه را اثبات كند، پنج حديث آورده كه ميگويد ائمة 13 نفرند، يعني 12، را از 13 تميز نداده است. و با اين وصف تمام علماء،و حتي مراجع شيعه كه خود را اعلم مي دانند مقلد مطالب اين كتابند و طلاب و مقلدين هم يا حوصله ي تحقيق ندارند و يا اگر بخواهند تحقيقي كنند غالباً تحقيق ايشان منحصر به خواندن و مطالعه ي كتب مذهب خود شان است.
بالاخره، دين چيزي نيست كه انسان سرسري بگيرد و مانند اكثر اهل مذاهب از عالم نمايان تقليد كند و بدون حجت معقول روز رستاخيز خدا را ملاقات كند بلكه بايد دليلهاي ديگران را نيز مطالعه نمايد و از كتب آنان آگاه شود و به گفتار آنكه مي گويد كتب ديگران را مخوان، حرام است! گوش فرا ندهد. او كه ميگويد مطالعه ي كتب مخالف حرام است از دكان خود مي ترسد كه مبادا مشتريانش كم شود، زيرا اگر مسلمان است و قرآن را قبول دارد قرآن كريم در سوره ي زمر آيه ي 17 و 18 فرموده:
(فَبَشِّرْ عِبَاد الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ) يعني: ((به آن بندگانم بشارت بده كه هر قولي را مي شنوند پس بهترين آنرا پيروي مي كنند، ايشانند كه خدا هدايتشان كرده و ايشان خردمندانند)).
ما كتاب اصول كافي را بررسي و تحقيق نموديم و به گواهي كتبرجال اماميه معلوم شد كه اولًا اكثر راويان آن بسيار دروغگويان و سازندگان اخبار دشمنان اسلام و دينند. و ثانياً اكثر مطالب آن ضد كتاب خد ا بوده و قرائن جعل در آن بسيار است. و ما در اين باره كتابي روشنگر نوشته و براي خود موجبات آزار و اذيت زيادي را از جانب مخالفان فراهم آورديم. و ايشان از ترس رسوايي خود مانع چاپ و نشر آن شدند. ما بيداري و هشياري ايشان را خواستيم، ولي در مقابل جز فحش، تهمت، افتراء و آزار چيزي نديديم. و بعضي از دانشمندان ايشان كه فهميدند مطالب ما صحيح و خدا پسندانه و خير خواهانه است به ما گفتند مطالب شما صحيح است ولي نشر آنها به زيانتان مي انجامد و به صلاح شما يست.
آري، در اين شهر اگر خدا و رسول او را منكر شوي زياني نمي بيني ولي چنانچه به يكي از مطالب خرافي دكانداران ايراد كني و يا فلان معجزه ي دروغين و يا بدعتهاي مذهبي را نپذيري مورد صدمات و عداوت هزاران نفر خواهي بود. صدها كليسا و خانقاه و امثال آن به ترويج خرافات و موهومات مشغولند، ولي يك مسجد ساده كه فقط حقايق قرآن در آنجا گفته شود نيست. مسجدي بود كه در آن حقايق قرآن گفته مي شد و بالاي در آن نوشتند: (وَأنَّ اَلمَسَجِدَ لِلَّهِ فَلَاَْ تَدعُواْءً مَعَ أللَّهِ أَحَدًَا) كه آيه ي قرآن است و مي گويد مساجد خدا راست و غير خدا رانخوانيد، يعني يا موسي و يا عيسي و يا محمد و يا حسين نگوييد، و در مقام تضرع و دعا تنها خدا را بخوانيد، دكانداران مذهبي غوغا برپا كرده و عوام را تحريك نموده و آن مسجد را خراب كردند، زيرا اينان بزرگان مذهبي خود را مانند خداي تعالي حاضر و ناظر و قاضي الحاجات مي دانند و به اين شرك و كفر افتخار ميكنند. و حتي اهل سنت كه اكثريت مسلمين را تشكيل مي دهند يك مسجد ساده بدون زر و زيور كه در آن نماز برپا كنند در تهران ندارند، با وجود آنكه كليساها، خانقاههاي در تهران وجود دارد. ما اميدواريم به واسطه ي اين ترجمه، طالبين هدايت راه يگانه پرستي را در يابند و به اسلام اصيل آشنا شوند.
اين ترجمه، برگردان كتاب ((المنتقى)) به فارسي مي باشد. و ((المنتقي)) گزيده و فشرده ي كتاب ((منهاج السنه)) و يا ((منهاج الاعتدال)) است كه مصنف اصلي آن عالم مجاهدي بوده بنام شيخ الاسلام تقي الدين احمد بن تيميه دمشقي؛ و او آيتي بوده از آيات الهي، و صدها تاليفات مفيده ي ديني دارد، و عمري با بي ديني و خرافات مبارزه كرده و مدتها در زندان بوده تا اينكه در سال 728 قمري داعي حق را لبيك گفته و به رحمت الهي پيوسته و از شر دشمنان آسوده شده است. و ((المنتقى)) كه مختصر آن تاليف يكي از شاگردان وي بنام ((الحافظ ابوعبدالله محمدبن عثمان الذهبي)) است، حافظ ذهبي اين كتاب را به عربي نگاشته و ما با توجه به اصل كتاب آنرا به فارسي ساده و روان براي ايرانيان و پارسي زبانان ترجمه كرديم، و تا توانستيم به اختصار كوشيديم و لب سخن را آورديم، و هر جا احتياج به توضيح داشته با گذاشتن نشانه اي در پاورقي توضيح داديم. و با توجه به اينكه اصل كتاب بنام ((منهاج السنة النبوية فى نقض كلام الشيعة والقدرية)) ميباشد، ما نيز آنرا مراعات و اين ترجمه را نام گذاشتيم به ((رهنمود سنّت در ردّ اهل بدعت)). از خدا مي خواهيم كه آنرا از ما قبول و وسائل نشر آنرا فراهم نمايد، و ما را از شر دشمنان بسياري كه داريم حفظ نمايد.
ا، ع، ب
به تاريخ 1404 قمري
منبع: صراط مستقیم
اهل تشیع از قرآن می ترسد!
از سخنان خداوند خوشش نمی آید!
برای همین بدنبال ته ریخته های کتب اهل سنت تشنه وار می گردند تا شاید خود را خوشنود سازند!
هرچند علمایشان به خوبی می دانند که اهل سنت هیچ سخنی را فوق سخن الله تعالی قرار نمی دهند و بسیاری از روایتهای منقول در کتابها به سبب تعارضش با کلام قرآن به کنار نهاده شده است.
آیات قرآن سخنان بی غش یکتا معبود عالمیان است که حاجتی به اضافه و گزافه گویی نداشته و نخواهد داشت.
بسیاری آیات شاهد بر این است که هرگاه رسول الله محمد علیه الصلاة و السلام مورد سؤال واقع ميشد ، از خود جوابى نداشت و منتظر جواب از سوى وحى مى نشست و بدين صورت آياتى زيبا جاودانه تا روز قيامت تلاوت شده و مى شود:
يسئلونك .... از تو سؤال مى كنند ، قل بگو ....
یستفتونک از تو فتوا می خواهند
قل الله یفتیکم بگو الله خودش برایتان فتوا می دهد ...
این آینه ی حقیقت است که خداوند سؤالى را بى جواب رها نساخته كه ما در بطون كتابهاى قرون بعدى حيران شده و قيل و قولهايى را برداشته و منتظر بازرسى علما نيز نشسته تا ببينيم كدام قول از رسول است و كدام قول افترا بر رسول!؟
همين اختلافات فرقه اى و مذهبى را ببينيد كه سببش اختلاف در نقل قولهاى افرادى نسبت به رسول الله است و بس.
راهى كه مدتها توسط ملاهاى خود پرست بسته شده ، راه قرآن است .
اگر این راه به خوبی گشوده شود بسیاری از رساله های علمی مراجع و فقها مطرود و گرد و غبار عزلت خواهد گرفت!
برای همین مرتب به گوش عوام زمزمه می شود:
قرآن را شما نمی توانید درک کنید!
قرآن ۷۰ بطن دارد و به متخصص احتیاج دارد که آن هم " امام معصوم منتخب از سوی خدا و رسول" است!
و خنده دارتر هم اینکه نه امامی ظاهر در دسترس شان است و نه وقتی مشخص برای ظهورش!
و گریه آور اینکه ملاها خود را جایگزین " امام معصوم " می خوانند که بدون آنان دین احدى صحیح شناخته نمی شود!
حال بر این امت گریه ها باید کرد که حاضر است هزاران کتاب را به خوبی بخواند و هزاران روش را برگیرد ولی خواندن یک کتاب برایش ممکن نیست !
خواندن کتاب خداوند عالم.
خواندن کتابی که فقط برای خواندن و فهمیدن و عمل ، آسان شده معرفی شده است:
و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر ....
و براستی که این قرآن را برای خواندن و فهم آسان گرداندیم تا که مورد
استفاده ی پندخواهان قرار گیرد.
آیا این قول خداوند منزه و یکتا را درک می کنیم:
افلا یتدبرون القران و لو کان من عند غیرالله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا [4:82]
چرا قرآن را با دقت مطالعه نمى کنند؟ اگر از جانب غیر خدا بود، در آن ضد و نقیضهای بسیار پیدا می کردند.
آیا اکنون جز این حقیقت عیان است که سخنان غیرخدا همیشه جز ضد و نقیض نیست؟
برای همین کسی که تابع یک مرجع است حق ندارد فتوای مرجع دیگر را جویا شود !!
چرا ؟!
چون فرق دارد !
اما اگر مرجع یکی باشد :
الله تعالی !
دیگر ضد و نقیضی نخواهید دید.
... فهل من مدکر ....
منبع:معنای توحید
ديني كه در آن هر مردي ميتواند دمِ درِ خانهاش بايستد، و زناني كه صبح و شام از آنجا ميگذرند خود را به آنها عرضه نمايد تا يكي توافق نمايد كه يك ساعت فقط يا كمتر از يك ساعت با او داخل خانه بيايد و او درِ اتاقش را ببندد تا غريزة خود را اشباع كند، سپس او را رها كند تا با سلامتي برود و به دنبال كسي ديگر غير از او باشد، و او نيز به جستجوي زني ديگر بپردازد. دقيق مانند كار زناكاران و هيچ فرقي جز چند كلمه كه ايجاب و قبول وقت است ندارد، و نيز ميتواند مشتي آرد يايك نان به عنوان مهريه بدهد.
ديني كه چيزي را درست ميداند و تاييد ميكند امكان ندارد كه دين خدا باشد و امكان ندارد كه چنين ديني را خداوند براي اهل بيت پيامبرش به عنوان شريعت ارائه دهد.
مرد ديگر كه همين كار را با زني كه آن را از خيابانآورده انجام داده زناكار شمرده ميشود، و بر او حد جاري ميگردد كه گاهي به سنگسار كردنش تا اينكه بميرد ميرسد، چون اين كارهاي ظاهري را انجام نداده است، با اينكه معمولاً زنا در هر حالتي انجام شود زمان و پول آن مشخص ميگردد.
پاسخ: پرسيدن از حالت آن در صورتي كه اشكالي داشته باشد لازم نيست مگر اينكه به يقين معلوم باشد كه متأهل است(!!!) يا طلاق گرفته است، پس اگر در مرحله اول در مورد طلاق گرفته بودنش شك كرد بايد بپرسد كه آيا او طلاق گرفته است يا نه؟ پس اگر گفت: بله، من طلاق گرفتهام، كافي است، و در بار دوم اگر شك داشت كه از عده بيرون آمده يا نه بايد بپرسد، وقتي گفت: بله، به همين كفايت كند. اما زنان زناكار معروف ازدواج و با آنها بنابر قول احوط درست نيست، مگر زني كه واقعاً توبه كرده باشد، پس آن وقت ازدواج موقت و دائم با آنهادرست است ( ).
توجه كن (طبق قول احوط) يعني لازم نيست، بلكه از روي احتياط چنين است. بدون شك چنين موانع اختياري كه لازم نيستند در چنين مسائلي از بين ميرود و ارزش واقعي نخواهند داشت مگر به نزد اندك بسيار كمي و بسا چنين افرادي يافت نميشود!
به كار بردن چنين كلماتي مانند (از روي احتياط) و (مكروه است)، و امثال آن از طرف فقيه در چنين مسائلي وسيلههايي براي تقيه بيش نيستند، اما برعكس ـ يعني موافق است مخالف نيست ـ تا از نفرت يا اعتراضي كه در وجودش پديد ميآيد بپرهيزد! با اينكه برخي ازدواج با زناكار را بدون (از روي احتياط) به طور مطلق جايز ميدانند!!
11ـ مساله : آيا خبر كردن مردي كه ميخواهد زني را صيغه كند به اينكه اين زن از مردي كه پيشتر او را صيغه كرده عده نگذرانيده است واجب است؟
پاسخ: خبر كردن واجب نيست(!!!)( ).
چگونه واجب نيست!! بر اساس كدام دين و آيين واجب نيست؟! چگونه در صورتي كه ممكن است زن از شوهر قبلي حامله شده باشد! و اگر بعداً حامله بودنش مشخص گرديد فرزند به چه كسي نسبت داده ميشود؟!
|
الف) شك در معنويات و اعتقادات و حس كنجكاوي |

